شرط گردش
مبلغی که باید پیش از برداشت بونوس در بازی بگردانی. معمولاً بهصورت ضریب اعلام میشود؛ «۳۰ برابر» یعنی برای بونوس ۱۰۰ واحدی باید ۳٬۰۰۰ واحد شرط ببندی. بدون این عدد، هیچ بونوسی قابل ارزیابی نیست.
همهٔ اصطلاحاتی که سر میز و در مقایسهٔ سایتها لازم داری، در یک صفحه. عمداً برای هر واژه صفحهٔ جدا نساختهایم؛ وقتی دنبال معنی یک اصطلاح هستی، معمولاً میخواهی چند تای دیگر را هم کنارش ببینی. ترتیب بر اساس استفاده در یک دست است، نه الفبایی.
دو کارت مخفی هر بازیکن که تا شودان کسی جز خودش نمیبیند.
پنج کارت وسط میز که همه میتوانند از آنها در ترکیب خود استفاده کنند.
سه کارت مشترک اول که همزمان رو میشوند و اولین تصویر واقعی از قدرت دست را میدهند.
کارت مشترک چهارم؛ معمولاً همین کارت است که دستهای نیمهساخته را تعیین تکلیف میکند.
کارت مشترک پنجم و آخر. بعد از آن فقط یک دور شرط باقی است.
دور شرط اول، وقتی فقط دو کارت خودتان را دیدهاید. مهمترین تصمیم بیشتر دستها همینجاست.
شرط اجباری پیش از دیدن کارتها که باعث میشود پات از صفر شروع نشود و بازی راه بیفتد.
بلایند کوچکتر که بازیکن بعد از دکمهٔ دیلر میگذارد؛ معمولاً نصف بیگ بلایند.
بلایند بزرگتر که حداقل شرط دور اول را تعیین میکند. اندازهٔ میز با همین عدد شناخته میشود.
رد کردن نوبت بدون گذاشتن ژتون؛ فقط وقتی ممکن است که شرطی روی میز نباشد.
گذاشتن همان مبلغ آخرین شرط برای ماندن در دست.
بالا بردن شرط. با هر رِیز، نوبت برای همهٔ بازیکنان فعال دوباره باز میشود.
کنار گذاشتن کارتها و خروج از دست. هرچه در پات گذاشتهاید همانجا میماند.
گذاشتن تمام ژتونهای باقیمانده؛ بعد از آن در آن دست حرکتی ندارید.
مجموع ژتونهای وسط میز که برندهٔ دست آن را میبرد.
نشانگری که بعد از هر دست میچرخد و ترتیب حرکتها را تعیین میکند.
جای شما نسبت به دکمهٔ دیلر. دیرتر حرکت کردن یعنی اطلاعات بیشتر و تصمیم بهتر.
رو شدن کارتهای بازیکنان باقیمانده برای تعیین برنده.
کارت کناری که در برابری دو ترکیب همرده، برنده را مشخص میکند.
نسبت مبلغ کال به اندازهٔ پات بعد از آن؛ سادهترین معیار برای سنجش بهصرفه بودن ادامه دادن.
دستی که هنوز کامل نشده اما با یک کارت مشخص قوی میشود؛ مثل چهار کارت همخال.
شرط بستن با دست ضعیف به این امید که حریف کنار بکشد.
مبلغی که باید پیش از برداشت بونوس در بازی بگردانید؛ کلیدیترین عدد در مقایسهٔ بونوسها.
درصدی از هر شرط که به سمت شرط گردش حساب میشود. برای پوکر معمولاً از بازیهای دیگر بسیار کمتر است.
مبلغی که باید پیش از برداشت بونوس در بازی بگردانی. معمولاً بهصورت ضریب اعلام میشود؛ «۳۰ برابر» یعنی برای بونوس ۱۰۰ واحدی باید ۳٬۰۰۰ واحد شرط ببندی. بدون این عدد، هیچ بونوسی قابل ارزیابی نیست.
درصدی از هر شرط که به سمت تکمیل شرط گردش حساب میشود. برای پوکر معمولاً بسیار کمتر از بازیهای شانسی است یا اصلاً صفر. این تک عدد، مهمترین سؤالی است که بازیکن پوکر باید بپرسد — و کمیابترین عددی است که برندها اعلام میکنند.
چک یعنی «رد میکنم بدون گذاشتن ژتون» و فقط وقتی ممکن است که شرطی روی میز نباشد. کال یعنی «همان مبلغ را میگذارم».
پات فقط ژتونهای وسط میز در همین دست است. موجودی چیزی است که جلوی خودت داری. تصمیم درست بر اساس نسبت این دو گرفته میشود.
نوبت یعنی الان کی حرکت میکند. موقعیت یعنی تو در کل دور زودتر حرکت میکنی یا دیرتر — و این دومی است که روی کیفیت تصمیم اثر میگذارد.
حدود ده تا: فلاپ، ترن، ریور، بلایند، پات، فولد، چک، کال، رِیز و آلاین. بقیه را در حین بازی یاد میگیرید.
«شرط گردش» و «سهم بازی در گردش». این دو در هیچ آموزش پوکری نمیآیند اما تعیین میکنند یک بونوس برای بازیکن پوکر ارزش دارد یا نه. هر دو را در همین واژهنامه توضیح دادهایم.
دستی ناتمام که یک کارت مشخص کاملش میکند — مثل چهار کارت همخال. اینکه ادامه دادن ارزش دارد یا نه را باید با پات ادز حساب کرد، نه با حدس.